|
|||
previously on lost countdown |
| محدثه |
مثل خیلی از روزهای ۷-۸ ماه گذشته، browser را باز میکنم، توی آدرسبار مینویسم لاست. بعد مینویسم ۴، ۸، ۱۵، ۱۶، ۲۳، ۴۲، دات کام. بعد اسلش، بعد countdown. لحظاتی بعد کانتر مشهور سیزن ۲ میآید روی صفحه. اول هیروگلیفهای قرمز، بعد اعداد اصلی. نگاهشان میکنم، ۴ روز را و ۱۱ ساعت را. با حساب کردن زمان دانلود، دقیقن ۵ روز دیگر در این لحظات دارم قسمت اول سیزن ۵ لاست را تماشا میکنم.
انگار همین دیروز بود که جان لاک داشت با والت تختهنرد بازی میکرد و برایش توضیح میداد که این قدیمیترین بازی دنیاست و دو بازیکن دارد، یکی تیره، یکی روشن. اگر لاست را حماسهای در نظر بگیریم که قرار است در آن خیر بر شر پیروز شود، باید گفت که در ۴ فصل گذشته خوب سر کار بودهایم. فصل دو که شروع شد فکر میکردیم tail sectionایها دشمناند، فصل ۳ شک نداشتیم که عدهای قاتل و جنایتکار قهرمانهایمان را در قفس زندانی کردهاند و شکنجه میکنند، و فصل ۴ هم با خاطرهی فریادهای بن آغاز شد که ناامیدانه هشدار میداد آمدن افراد freighter به جزیره، beginning of the end است. هنوز هم دقیقن نمیدانیم خوبها کدام هستند و بدها کدام، و چرا. خوب سر کار بودهایم، وقتی سه فصل تمام منتظر بودهایم قهرمانانمان از جزیره نجات پیدا کنند، یک فصل طول کشیده که ببینیم چگونه نجات پیدا میکنند، و حالا لابد باید منتظر باشیم که راه برگشت را بیابند، all of them. خوب سر کار بودهایم، وقتی بعد از یک سال انتظار کشیدن و ۱۳ قسمت فصل ۴ دیدن، فقط ۵ دقیقه از فصل ۳ جلوتر بردهاندمان. هر چه دیدهایم سؤالهایی بودهاند که بهتجربه یاد گرفتهایم هر چه بیشتر دنبال جوابهایشان باشیم به سؤالات بیشتری خواهیم رسید. اگر باور نمیکنید، حتمن به بخش unanswered questionهای لاستپدیا زیر صفحهی اپیزودها و کاراکترهای مختلف سر بزنید و ببینید که سؤالهایی که درمورد لاست دارید چند برابر میشود.
بعد از اینهمه وقت انتظار و هیجان و اسپویلر خواندن و sneak peak دیدن و بالا و پایین شدن، واقعن نمیدانم چقدر دلم میخواهد فصل جدید شروع شود. واضح است که مشتاقام سؤالاتم جواب داده شوند، ادامهی ماجرا را ببینم، بارها و بارهای دیگر غافلگیر شوم، لذت ببرم، هیجانزده شوم، انتظار بکشم... و مطمئنم روایتی که تا این لحظه اینچنین درخشان جلو آمده و هر بار روی دست خودش بلند شده، از وسط کار سیر نزولی طی نمیکند و به جای بدی نمیرود. ولی نمیدانم آیا آنچه در راه است جای چیزهایی را که دیگر نخواهیم دید خواهد گرفت؟ جای سکانسهای بینظیری را که احتمال تکرار مشابهشان بنا به منطق داستان دیگر غیر ممکن است... مثلن نمیدانم چه چیزی قرار است جای سکانسهای دلپذیر بن و لاک را که از اواخر فصل ۲ به بعد به آنها عادت کردهایم بگیرد. لاست بدون آنها مگر ممکن است؟
I feel for you, John, I really do.
Excellent John, you are evolving!
It is non of your business, John!
How many times I have to tell you John?
Not bad john, not bad at all.
ماجرای پنی و دز هم که دیگر تمام شده. مگر میشود بدون شنیدن دوبارهی I love you pennyهای دزموند لاستدیدن را ادامه داد؟ برق عاشقانهی نگاه دزموند در ثانیهای که از قایق نجات به بالا، به کشتی، به پنی نگاه میکرد، تحت چه شرایطی تکرار خواهد شد؟ دزموند گیج و پریشان و عصبی و دوستداشتنی را دوباره خواهیم دید؟
سایر را چه کنیم؟ کیت و جک و هرلی و سعید که نباشند، سایر قرار است به کی متلک بگوید، روی کی اسم بگذارد، با کی کلکل کند؟
اینها و دهها سؤال دیگر در ذهنم می چرخد و مضطرب میشوم، نکند از بن چیزی نمانده باشد جز وظیفهی کمک به heroی نچسب و کلهشق داستان و heroنگهداشتنش برای همیشه، نکند قرار باشد سایر روند قهرمانبازیهایش را ادامه دهد و به موجود نچسب و مثبت دیگری تبدیل شود، نکند هیجانانگیزترین ماجرای عاشقانهای که باقی مانده، تعیین تکلیف روابط کیت و جک و سایر و جولیت باشد...
بعد فکر میکنم به آفرینندههای همهی این لحظههای بینظیر، به اینکه چقدر سخت است ایماننداشتن به آنها، و نگران پایان کارشان بودن. مطمئن میشوم که افتتاحیهی بینظیر دیگری در راه است، و ساختار روایی هیجانانگیز جدید، و لحظات بهیادماندنی جدید... و فکر میکنم به پنج روز دیگر.
نظرات (۳)
انگار همین دیروز بود که جان لاک داشت با والت تختهنرد بازی میکرد و برایش توضیح میداد که این قدیمیترین بازی دنیاست و دو بازیکن دارد، یکی تیره، یکی روشن. اگر لاست را حماسهای در نظر بگیریم که قرار است در آن خیر بر شر پیروز شود، باید گفت که در ۴ فصل گذشته خوب سر کار بودهایم. فصل دو که شروع شد فکر میکردیم tail sectionایها دشمناند، فصل ۳ شک نداشتیم که عدهای قاتل و جنایتکار قهرمانهایمان را در قفس زندانی کردهاند و شکنجه میکنند، و فصل ۴ هم با خاطرهی فریادهای بن آغاز شد که ناامیدانه هشدار میداد آمدن افراد freighter به جزیره، beginning of the end است. هنوز هم دقیقن نمیدانیم خوبها کدام هستند و بدها کدام، و چرا. خوب سر کار بودهایم، وقتی سه فصل تمام منتظر بودهایم قهرمانانمان از جزیره نجات پیدا کنند، یک فصل طول کشیده که ببینیم چگونه نجات پیدا میکنند، و حالا لابد باید منتظر باشیم که راه برگشت را بیابند، all of them. خوب سر کار بودهایم، وقتی بعد از یک سال انتظار کشیدن و ۱۳ قسمت فصل ۴ دیدن، فقط ۵ دقیقه از فصل ۳ جلوتر بردهاندمان. هر چه دیدهایم سؤالهایی بودهاند که بهتجربه یاد گرفتهایم هر چه بیشتر دنبال جوابهایشان باشیم به سؤالات بیشتری خواهیم رسید. اگر باور نمیکنید، حتمن به بخش unanswered questionهای لاستپدیا زیر صفحهی اپیزودها و کاراکترهای مختلف سر بزنید و ببینید که سؤالهایی که درمورد لاست دارید چند برابر میشود.
بعد از اینهمه وقت انتظار و هیجان و اسپویلر خواندن و sneak peak دیدن و بالا و پایین شدن، واقعن نمیدانم چقدر دلم میخواهد فصل جدید شروع شود. واضح است که مشتاقام سؤالاتم جواب داده شوند، ادامهی ماجرا را ببینم، بارها و بارهای دیگر غافلگیر شوم، لذت ببرم، هیجانزده شوم، انتظار بکشم... و مطمئنم روایتی که تا این لحظه اینچنین درخشان جلو آمده و هر بار روی دست خودش بلند شده، از وسط کار سیر نزولی طی نمیکند و به جای بدی نمیرود. ولی نمیدانم آیا آنچه در راه است جای چیزهایی را که دیگر نخواهیم دید خواهد گرفت؟ جای سکانسهای بینظیری را که احتمال تکرار مشابهشان بنا به منطق داستان دیگر غیر ممکن است... مثلن نمیدانم چه چیزی قرار است جای سکانسهای دلپذیر بن و لاک را که از اواخر فصل ۲ به بعد به آنها عادت کردهایم بگیرد. لاست بدون آنها مگر ممکن است؟
I feel for you, John, I really do.
Excellent John, you are evolving!
It is non of your business, John!
How many times I have to tell you John?
Not bad john, not bad at all.
ماجرای پنی و دز هم که دیگر تمام شده. مگر میشود بدون شنیدن دوبارهی I love you pennyهای دزموند لاستدیدن را ادامه داد؟ برق عاشقانهی نگاه دزموند در ثانیهای که از قایق نجات به بالا، به کشتی، به پنی نگاه میکرد، تحت چه شرایطی تکرار خواهد شد؟ دزموند گیج و پریشان و عصبی و دوستداشتنی را دوباره خواهیم دید؟
سایر را چه کنیم؟ کیت و جک و هرلی و سعید که نباشند، سایر قرار است به کی متلک بگوید، روی کی اسم بگذارد، با کی کلکل کند؟
اینها و دهها سؤال دیگر در ذهنم می چرخد و مضطرب میشوم، نکند از بن چیزی نمانده باشد جز وظیفهی کمک به heroی نچسب و کلهشق داستان و heroنگهداشتنش برای همیشه، نکند قرار باشد سایر روند قهرمانبازیهایش را ادامه دهد و به موجود نچسب و مثبت دیگری تبدیل شود، نکند هیجانانگیزترین ماجرای عاشقانهای که باقی مانده، تعیین تکلیف روابط کیت و جک و سایر و جولیت باشد...
بعد فکر میکنم به آفرینندههای همهی این لحظههای بینظیر، به اینکه چقدر سخت است ایماننداشتن به آنها، و نگران پایان کارشان بودن. مطمئن میشوم که افتتاحیهی بینظیر دیگری در راه است، و ساختار روایی هیجانانگیز جدید، و لحظات بهیادماندنی جدید... و فکر میکنم به پنج روز دیگر.
نظرات (۳)



countdown

I feel you... In every stone
In every leaf of every tree you've ever grown
لعنت خدا بر سازندگان لاست که با این دو اپیزودی که پخش کردند، سؤالها و خماری ما را چند برابر کردند. من عادت ندارم هفتگی ببینم.
این لاست هم عجیب مد شده ها! 4 سیزن اول رو دارم هنوز نرسیدم ببینم ولی مثل اینکه باید ببینم تا بفهمم چرا اینطوری تب لاست ملت را فرا گرفته است! سریال های بهتر هم هست از اونا غافل نشید دوستان ;) البته منکر سلیقه هم نمیشه شد در امر خطیر انتخاب. البته خودمونیم دیدن چیزی که آدم با داشتن اطلاعات انتخاب می کنه سگش شرف داره به مزخرفات آی آر آی بی و خزعبلات کانال های فری تو ایر!