|
|||
تیغ روی شیشه معرف حضور |
| امیرحسین هاشمی |
گاهی پیش میآید که به واسطهی یکی از دوستان و آشنایانتان برای مدت کوتاهی یک جمع جدید را تجربه میکنید و بعد دیگر آنها را نمیبینید. این شرایط یکی از بهترین فرصتها برای اذیت و آزار و حتی تمرین است. بنابراین بهتر است چنین موقعیتهایی را از دست ندهید. آزاری که در این شرایط میتوان به کار برد، طوری است که به «رابطه» آسیب میزند. به همین خاطر هم واسطهی شما و هم تعدادی از افراد جمع در دامنهی تخریب آن قرار میگیرند.
ابتدای ورود به هر جمع، اگر به واسطهی یک نفر دیگر باشد، حتماً با سلام و احوالپرسیهای تصنعی و البته معرفی افراد به یکدیگر همراه خواهد بود. در این شرایطْ خوب حواستان جمع باشد. میتوانید با واکنشهایی که به نظر افراد دیگر ناخودآگاه و البته طبیعی میآید، کارهای زیادی انجام دهید. البته واقعیت این است که این نوع آزار به تواناییهای شخصی شما هم بستگی دارد. مثلاً وقتی دوستتان نفر اول را معرفی کرد، طوری برخورد کنید که انگار حرفهای خیلی بدی در مورد او شنیدهاید. اگر نتوانستید این کار را با حالتهای صورتتان نشان دهید، میتوانید پوزخندی بزنید و بگویید «معرف حضور هستن». به هر حال دست شما برای گندزدن به روابط درونی آن جمع باز است. گاهی هم بد نیست وانمود کنید که دوستتان در مورد آن شخص خوب گفته است. مثلاً وقتی دوستتان طرف مقابل را معرفی کرد، چشمانتان را کمی به نشانهی تفکر و جستجو در گذشته تنگ کنید و ناگهان بگویید «آهان...» و در همین حال لبخند معنیداری بزنید. شاید این حرکات معنای مستقیمی نداشته باشند، اما همینکه طرف مقابل فکر کند که دوست شما در موردش حرف زده کافی است.
در این موارد واقعاً کاری از دست دوطرف برنمیآید. کمتر پیش میآید که یکی از آنها ذلت این پرسش را قبول کند که «تو در مورد من چیزی گفته بودی به فلانی؟». حتی اگر هم اینکار را بکند، نفیکردنهای دوستتان نتیجهای نخواهد داشت. به قول بنجامین لاینس: I speak from experience.
نظرات (۶)
ابتدای ورود به هر جمع، اگر به واسطهی یک نفر دیگر باشد، حتماً با سلام و احوالپرسیهای تصنعی و البته معرفی افراد به یکدیگر همراه خواهد بود. در این شرایطْ خوب حواستان جمع باشد. میتوانید با واکنشهایی که به نظر افراد دیگر ناخودآگاه و البته طبیعی میآید، کارهای زیادی انجام دهید. البته واقعیت این است که این نوع آزار به تواناییهای شخصی شما هم بستگی دارد. مثلاً وقتی دوستتان نفر اول را معرفی کرد، طوری برخورد کنید که انگار حرفهای خیلی بدی در مورد او شنیدهاید. اگر نتوانستید این کار را با حالتهای صورتتان نشان دهید، میتوانید پوزخندی بزنید و بگویید «معرف حضور هستن». به هر حال دست شما برای گندزدن به روابط درونی آن جمع باز است. گاهی هم بد نیست وانمود کنید که دوستتان در مورد آن شخص خوب گفته است. مثلاً وقتی دوستتان طرف مقابل را معرفی کرد، چشمانتان را کمی به نشانهی تفکر و جستجو در گذشته تنگ کنید و ناگهان بگویید «آهان...» و در همین حال لبخند معنیداری بزنید. شاید این حرکات معنای مستقیمی نداشته باشند، اما همینکه طرف مقابل فکر کند که دوست شما در موردش حرف زده کافی است.
در این موارد واقعاً کاری از دست دوطرف برنمیآید. کمتر پیش میآید که یکی از آنها ذلت این پرسش را قبول کند که «تو در مورد من چیزی گفته بودی به فلانی؟». حتی اگر هم اینکار را بکند، نفیکردنهای دوستتان نتیجهای نخواهد داشت. به قول بنجامین لاینس: I speak from experience.
نظرات (۶)



معرف حضور

agha u che ghad khatarnaki, injoori nemidoonestamet!!!
عجب. پس کلا این سبک و سیاق good guys ه. آره؟:دی
عجب!! شیطون شدی جدیدن :))
اِ! اين ...ـه اين جا چي كار مي كنه آخه؟ اَه اَه اَه!
شما امیر حسین هاشمی هستید ؟!!! آهان...
kare jalebie badam nemiad emtehan konam
albate oon ghazieye ye soozan be khodet o in harfa ram bayad dar nazar gereft