|
|||
سهی شب دری باز برای لحظاتی خاص |
| حامد اوصانلوی |
موسیقی «evanescence» پس از آلبوم آغازین خود دیدگاهی نو به موسیقی متال عرضه کرده بود، آنها را میتوان از پیشگامان متال صمیمی نامید. موسیقیای که مخاطبان به جز مردان گیسبلند و بیرحم را با فریادهای درونیشان آشنا کرد. کم دیده بودیم عصیان خشن، برای نمونه متالیکا، به غم کسی شبیه باشد که تصمیم میگیرد از محبوب خود جدا شود -نه که او را بکشد، مانند آهنگ «harvester of sorrow»؛ نکته اینجاست که در اغلب این سبک آهنگها آخرین چیز لطیف منظور می شود- اما این بار در این جدایی خبری از خونریزی خودکشی یا مشابهات آن نمیبینیم. در ترانه فرد از اشکهایی که برای او ریخته به عنوان ثروتی غنی یاد میکند که از دست رفته و او با زیر پا گذشتن خود به خاطر محبوب گویی به عمق دریایی فرو میرود: «نمیتوانم نفس بکشم نمیتوانم به عمق روم....»؛ شکلی رمزآمیز، شبیه داستانهای پریان.
این حرکت در غیاب گروه، توسط سایرینی که به وجود آمدند دنبال شد، اما خبری از پدر -یا مادر- آن حرکت نبود. انتظاری که خروج گیتاریست و کادر آهنگسازی گروه «ben mody» آن را تا حدی توجیه میکرد. بالاخره زمان گذشت تا متال زنانه آلبومی دیگر ارائه کند.
«open door» در شمایلی کاملاً نو وارد میشود انتظارات برای شنیدن آلبوم پیش بینتیجه ماند. شاید تنها آهنگی که شباهتی با کار پیشین گروه داشت «sweet sacrifice» بود. آلبوم تمی خشنتر پیدا کرده و حتی در ظرافت هم عمق بیشتری پیش روی مخاطب میگذارد. این آلبوم در هفتهی اول در صدر بیلبورد جا خوش کرد و فروش مناسبی برای گروه به همراه داشت؛ گر چه در ایران شیفتگان «evanescence» به طور کلی ناامید شدند و متال قابل استفاده برای همه اینبار خشونت پیدا کرده بود، به اضافهی مقدار زیادی کندی و غم که هواداران جنب و جوش -جنبش دوبس دوبس- از ریتمهای ضربدار گروه محروم شدند. خوانندهی گروه «amy lee» چندان با افادهی مرسوم خوانندگان زن و یا شخصیت دختر گمشدهی آلبوم پیشین ارتباطی ندارد، پس بدا به حال دوستان توهم. چیزی که این آلبوم را شایستهی نوشتن راجع به آن میکند اما تنها این نکات نیست. این آلبوم را دوست دارم شاخصه ای از لحظات عطف موسیقی معاصر تلقی کنم -البته با مقدار زیادی غلو-. خواننده/آهنگساز گروه «amy lee» ابایی ندارد نا صدای زیبایش را با افکتهای صوتی بم و زشت کند، برای نمونه به آهنگ «weight of the world» توجه کنید؛ و یا مهمترین رکن فروش و محبوبیت آلبوم پیش و گروهش را که صدای جذابش بود فدای موسیقی اثر کند و به صورت پسزمینه تنها دکلمهای ساده ادا کند «lose control» این و آنهای زیادی که نگفتم به این معنیست که گروه در حال ریسککردن بوده است، ریسکی که خوب آمده. این آلبوم پیش از کلام البته موفق خود از موسیقی قدرتمندی بهره برده است؛ دیگر کارها در آلبوم از آهنگ تا آهنگ شبیه یکدیگر نیست -به ریتمهای ضربدار آلبوم پیش دقت کنید-، ملودیهایی که خواننده میخواند جسارت استفادهی گستردهای از ایدههای نو، «lose control»، و یا فواصل نامأنوس به نسبت کارهای قبلی گروه که سرراست بودند دارد «snow white queen». بماند که نباید این موضوع را در به کل آلبوم بسط داد زیرا هنوز کار قابل پیشبینی مانند «weight of the world» هم با ملودیهای تکراری وجود دارد. صحبت در این مقاله به طور کلی نوآوریهای گروه است؛ اگر در آلبوم پیشین بیشتر آهنگها بر مبنای ساز گیتار ساخته شده بودند و پیانو جنبهی تزئینی داشت -تأکید دارم بیشتر، نه تمام آهنگها- در این آلبوم آهنگها بر مبنای پیانو ساخته شدهاند و از گیتار در پسزمینه استقبال میشود. برای درک این موضوع دقت کنید در بیشتر آثار آلبوم پیش، خواننده ملودیهایی کشدار و یکدست میخواند، ملودیهایی که برای ریتم گیتار تعبیه میشوند و امکان بازی با نت زیادی ندارند؛ گیتار با ضربات درامز یا به صورت ریتم در سطح اول آهنگ به گوش میرسید اما در این آلبوم، در بیشتر آهنگها خواننده ملودیهایی با تغییرات زیاد میخواند؛ چیزی که یکدستی گیتار را بر هم میزند به شکلی که حتی وقتی گیتار به سطح اصلی آهنگ میرسد، حس روانبودن ایجاد نمیکند. مثلاً آهنگ استثنایی «your star» و «lithium»؛ پیانو در بیشتر آهنگها به صورت محوری به گوش میرسد. در این آلبوم ساختار متعارف موسیقی پاپ: «غیر تکرار شونده، تکرار شونده، غیر تکرارشونده، تکرارشونده، سولو یا بریج، تکرارشونده» یا اقسام ترکیبی این ساختارها شکسته است، کاری کمتر رخ میدهد برای نمونه ساختار آهنگ منحصر به فرد «lithium» بعد از تکرار شونده ی اول وارد فضای نویی می شود که منجر به تکرار به شکل متفاوت بخش پیشین است و نهایتا ٌ پایان غافلگیرانه ی اثر. یا به ریتم غیر تکرار شونده ی «snow white queen» و «lose control» دقت کنید آهنگ با هیچ شما را آمادهی نقطهی اوج خود میکند هیچ به معنی ریتمی که در آهنگ حل شده است. برای جلوگیری از زیادهگویی در این قسمت تنها ارجاع میدهم به آهنگ مستحکم و جذاب «sweet sacrifece» که تفاوت غیر تکرار شونده و تکرارشونده را از بین برده و در نتیجه شما در گیجی نمیتوانید آهنگ را پیشبینی کنید. یا تکرارشوندهی عجیب ولی تکاندهندهی «all that i'm living for»
اگر این گروه به خاطر فضاسازیهایش محبوب شد این بار فضا سازی را باز تعریف کرده است_ باز هم آهنگ «lose control» میتازد -تمام جزئیات محو درکلیت آهنگاند به شکلی که هیچ یک از آثار را نمیتوان برای گذران وقت یا تفننی گوش داد- به استثنای شاید «sweet sacrifece» و «call me when you sober»، حتی اثری چون «cloud nine» با اوج متعارف و زیبایش با ریتم عجیب غیر تکرارشوندهاش ذوق شنوندهی غیر حرفهای را از بین میبرد. یا آهنگ زیبای «lacrymosa» تماماً با احساس شما بازی میکند و با این حال حتی ملودی چندان جدیدی ندارد.
این مجموعه عاری از آثار تجاری نیست و حتی تلاش برای بازسازی کاری مانند «my immortal» از آلبوم پیشین به نام «good enough» در همین راستا به نظر میسد که گرچه نه در آن حد، اما کاریست بسیار زیبا و دارای شخصیت مستقل؛ به خصوص به بخش آغازین خیرهکنندهی آن تا پیش از خواندن خواننده دقت کنید و تبدیل موسیقی از این بخش به بخش بعدی. -چیزی که در آهنگ «your star» و «lose control» درتبدیل بخش آغازین به بخش پایانی آهنگها غوغا میکند-. آهنگ «call me when you sober» اثری از نوع آثار پرانرژی آلترناتیوهاست، با پسزمینهی جالب پیانو که شنوندهی این سبکها را حسابی سر ذوق میآورد -شنوندههایی که البته کمتعداد نیستند- و یا «sweet sacrifece» متالبازهای موج نو را ارضا میکند با استیل محکم خوانندهی گروه.
دم خروس گروه هم اضافه میشود تحت لوای نوآوریهای گروه که در همین آلبوم چند بار تکرار میشود، از جمله ساختار ریتمهای آرام که در بخش پایانی به خشونت افکت دیستورشن گیتار برقی چراغ سبز میدهند و یا کیفیت ضبط ناراحتکنندهی اثر -واقعاً چرا؟-. توصیهی دوستانه به خوانندهی گروه: برای نوآوری نکات جذاب صدای خود را در حد اجرای زنده پایین نیاور، صدای «amy lee» در برخی جاها کاملاً کلفت و گرفته میشود، گویی حاصل اجرای زندهی دو ساعتی با گام بالای صدایش باشد.
در نهایت این آلبوم شخصیت خواننده/آهنگساز گروه را به عنوان فردی مستقل از گیتاریست سابق گروه به شکلی قدرتمند ثابت کرد. به خاطر آلبوم خوب تو از تو تشکر میکنیم. اثری که حتماً باید چندبار گوش کرد. این اثر نیاز به بررسی دارد، اما با درک آن لذت ماندگاری به مخاطب داده میشود؛ مانند آهنگ «only one» که حیف بود در پایان اسم آن نرود. این تکه از ترانهی گروه حسن ختام از آهنگ «all that i'm living for»:
«هر آن چه برایش زندگی میکنم/ هر آن چه برایش میمیرم/ تمام آنچه به آن اهمیت میدهم/ یک شب تنهاییست».
[گوش کنید]
نمرات از ۵
نمرهی کلی اثر: ۵
نمره در مقایسه با آثار مشابه: ۵
موسیقی: ۴
خوانندگی: ۳.۵
نوآوری:4
کار استودیویی: ۳
نظرات (۲۷)
این حرکت در غیاب گروه، توسط سایرینی که به وجود آمدند دنبال شد، اما خبری از پدر -یا مادر- آن حرکت نبود. انتظاری که خروج گیتاریست و کادر آهنگسازی گروه «ben mody» آن را تا حدی توجیه میکرد. بالاخره زمان گذشت تا متال زنانه آلبومی دیگر ارائه کند.
«open door» در شمایلی کاملاً نو وارد میشود انتظارات برای شنیدن آلبوم پیش بینتیجه ماند. شاید تنها آهنگی که شباهتی با کار پیشین گروه داشت «sweet sacrifice» بود. آلبوم تمی خشنتر پیدا کرده و حتی در ظرافت هم عمق بیشتری پیش روی مخاطب میگذارد. این آلبوم در هفتهی اول در صدر بیلبورد جا خوش کرد و فروش مناسبی برای گروه به همراه داشت؛ گر چه در ایران شیفتگان «evanescence» به طور کلی ناامید شدند و متال قابل استفاده برای همه اینبار خشونت پیدا کرده بود، به اضافهی مقدار زیادی کندی و غم که هواداران جنب و جوش -جنبش دوبس دوبس- از ریتمهای ضربدار گروه محروم شدند. خوانندهی گروه «amy lee» چندان با افادهی مرسوم خوانندگان زن و یا شخصیت دختر گمشدهی آلبوم پیشین ارتباطی ندارد، پس بدا به حال دوستان توهم. چیزی که این آلبوم را شایستهی نوشتن راجع به آن میکند اما تنها این نکات نیست. این آلبوم را دوست دارم شاخصه ای از لحظات عطف موسیقی معاصر تلقی کنم -البته با مقدار زیادی غلو-. خواننده/آهنگساز گروه «amy lee» ابایی ندارد نا صدای زیبایش را با افکتهای صوتی بم و زشت کند، برای نمونه به آهنگ «weight of the world» توجه کنید؛ و یا مهمترین رکن فروش و محبوبیت آلبوم پیش و گروهش را که صدای جذابش بود فدای موسیقی اثر کند و به صورت پسزمینه تنها دکلمهای ساده ادا کند «lose control» این و آنهای زیادی که نگفتم به این معنیست که گروه در حال ریسککردن بوده است، ریسکی که خوب آمده. این آلبوم پیش از کلام البته موفق خود از موسیقی قدرتمندی بهره برده است؛ دیگر کارها در آلبوم از آهنگ تا آهنگ شبیه یکدیگر نیست -به ریتمهای ضربدار آلبوم پیش دقت کنید-، ملودیهایی که خواننده میخواند جسارت استفادهی گستردهای از ایدههای نو، «lose control»، و یا فواصل نامأنوس به نسبت کارهای قبلی گروه که سرراست بودند دارد «snow white queen». بماند که نباید این موضوع را در به کل آلبوم بسط داد زیرا هنوز کار قابل پیشبینی مانند «weight of the world» هم با ملودیهای تکراری وجود دارد. صحبت در این مقاله به طور کلی نوآوریهای گروه است؛ اگر در آلبوم پیشین بیشتر آهنگها بر مبنای ساز گیتار ساخته شده بودند و پیانو جنبهی تزئینی داشت -تأکید دارم بیشتر، نه تمام آهنگها- در این آلبوم آهنگها بر مبنای پیانو ساخته شدهاند و از گیتار در پسزمینه استقبال میشود. برای درک این موضوع دقت کنید در بیشتر آثار آلبوم پیش، خواننده ملودیهایی کشدار و یکدست میخواند، ملودیهایی که برای ریتم گیتار تعبیه میشوند و امکان بازی با نت زیادی ندارند؛ گیتار با ضربات درامز یا به صورت ریتم در سطح اول آهنگ به گوش میرسید اما در این آلبوم، در بیشتر آهنگها خواننده ملودیهایی با تغییرات زیاد میخواند؛ چیزی که یکدستی گیتار را بر هم میزند به شکلی که حتی وقتی گیتار به سطح اصلی آهنگ میرسد، حس روانبودن ایجاد نمیکند. مثلاً آهنگ استثنایی «your star» و «lithium»؛ پیانو در بیشتر آهنگها به صورت محوری به گوش میرسد. در این آلبوم ساختار متعارف موسیقی پاپ: «غیر تکرار شونده، تکرار شونده، غیر تکرارشونده، تکرارشونده، سولو یا بریج، تکرارشونده» یا اقسام ترکیبی این ساختارها شکسته است، کاری کمتر رخ میدهد برای نمونه ساختار آهنگ منحصر به فرد «lithium» بعد از تکرار شونده ی اول وارد فضای نویی می شود که منجر به تکرار به شکل متفاوت بخش پیشین است و نهایتا ٌ پایان غافلگیرانه ی اثر. یا به ریتم غیر تکرار شونده ی «snow white queen» و «lose control» دقت کنید آهنگ با هیچ شما را آمادهی نقطهی اوج خود میکند هیچ به معنی ریتمی که در آهنگ حل شده است. برای جلوگیری از زیادهگویی در این قسمت تنها ارجاع میدهم به آهنگ مستحکم و جذاب «sweet sacrifece» که تفاوت غیر تکرار شونده و تکرارشونده را از بین برده و در نتیجه شما در گیجی نمیتوانید آهنگ را پیشبینی کنید. یا تکرارشوندهی عجیب ولی تکاندهندهی «all that i'm living for»
اگر این گروه به خاطر فضاسازیهایش محبوب شد این بار فضا سازی را باز تعریف کرده است_ باز هم آهنگ «lose control» میتازد -تمام جزئیات محو درکلیت آهنگاند به شکلی که هیچ یک از آثار را نمیتوان برای گذران وقت یا تفننی گوش داد- به استثنای شاید «sweet sacrifece» و «call me when you sober»، حتی اثری چون «cloud nine» با اوج متعارف و زیبایش با ریتم عجیب غیر تکرارشوندهاش ذوق شنوندهی غیر حرفهای را از بین میبرد. یا آهنگ زیبای «lacrymosa» تماماً با احساس شما بازی میکند و با این حال حتی ملودی چندان جدیدی ندارد.
این مجموعه عاری از آثار تجاری نیست و حتی تلاش برای بازسازی کاری مانند «my immortal» از آلبوم پیشین به نام «good enough» در همین راستا به نظر میسد که گرچه نه در آن حد، اما کاریست بسیار زیبا و دارای شخصیت مستقل؛ به خصوص به بخش آغازین خیرهکنندهی آن تا پیش از خواندن خواننده دقت کنید و تبدیل موسیقی از این بخش به بخش بعدی. -چیزی که در آهنگ «your star» و «lose control» درتبدیل بخش آغازین به بخش پایانی آهنگها غوغا میکند-. آهنگ «call me when you sober» اثری از نوع آثار پرانرژی آلترناتیوهاست، با پسزمینهی جالب پیانو که شنوندهی این سبکها را حسابی سر ذوق میآورد -شنوندههایی که البته کمتعداد نیستند- و یا «sweet sacrifece» متالبازهای موج نو را ارضا میکند با استیل محکم خوانندهی گروه.
دم خروس گروه هم اضافه میشود تحت لوای نوآوریهای گروه که در همین آلبوم چند بار تکرار میشود، از جمله ساختار ریتمهای آرام که در بخش پایانی به خشونت افکت دیستورشن گیتار برقی چراغ سبز میدهند و یا کیفیت ضبط ناراحتکنندهی اثر -واقعاً چرا؟-. توصیهی دوستانه به خوانندهی گروه: برای نوآوری نکات جذاب صدای خود را در حد اجرای زنده پایین نیاور، صدای «amy lee» در برخی جاها کاملاً کلفت و گرفته میشود، گویی حاصل اجرای زندهی دو ساعتی با گام بالای صدایش باشد.
در نهایت این آلبوم شخصیت خواننده/آهنگساز گروه را به عنوان فردی مستقل از گیتاریست سابق گروه به شکلی قدرتمند ثابت کرد. به خاطر آلبوم خوب تو از تو تشکر میکنیم. اثری که حتماً باید چندبار گوش کرد. این اثر نیاز به بررسی دارد، اما با درک آن لذت ماندگاری به مخاطب داده میشود؛ مانند آهنگ «only one» که حیف بود در پایان اسم آن نرود. این تکه از ترانهی گروه حسن ختام از آهنگ «all that i'm living for»:
«هر آن چه برایش زندگی میکنم/ هر آن چه برایش میمیرم/ تمام آنچه به آن اهمیت میدهم/ یک شب تنهاییست».
[گوش کنید]
نمرات از ۵
نمرهی کلی اثر: ۵
نمره در مقایسه با آثار مشابه: ۵
موسیقی: ۴
خوانندگی: ۳.۵
نوآوری:4
کار استودیویی: ۳
نظرات (۲۷)



دری باز برای لحظاتی خاص

ایول کمک بزرگی کردید. شما یا سالهاست اونسنس گوش میدید یا کلا وقتی راجعبه موسیقی مینویسید همذاتپندارانه مینویسید! تقریبا هر چی از خود گروه تا هواداراش گفتید درست بود. درمورد هوادارا من یه چیزی بگم، چون یه عده از اونسنس گوشکنندهها دارن زیاد میشن اطلاعرسانی تو این زمینه فکر نکنم بد باشه.
یه دسته از آدمها که راک دوست ندارن؛ مگر اونسنس باشه. معمولا یه دستهی فرعی توشون وجود داره که هدفاش "اونسنس گوشدادن" نیست و حتی بعضی آهنگهای گروه رو نمیتونه کامل گوش کنه. جزو عشاقِ گذری گروهه و از علاقهمندان چشم و ابروی ایمی لی. از این دستههای فرعی و اصلی که در همهی عرصهها هم حضور دارن (باید قبول کرد!) متاسفانه تو این زمینه به هیچکدومشون نمیشه خورده گرفت چون اونسنس به قول شما با احساسات بازی میکنه و ماشاالله همه هم احساساتی. فقط میمونه عذابی که به یکی مثل من از طریق این آدما منتقل میشه. ببین یعنی خیلی ناراحتکنندهس که توی یه قهوهخونه، Hello رو در هیئت یه زنگ موبایل بشنوی، که طرف وقتی قطعش میکنه با عررربده از معاملهی ملک و زمین حرف بزنه. دوست دارم خدا ازشون نگذره، من که گذشتم.
"ساختار ریتمهای آرام که در بخش پایانی به خشونت افکت دیستورشن گیتار برقی چراغ سبز میدهند"
مثل like you و call me when you'r sober؟
اون در حد اجراهای زنده خوندن رو تا حالا نفهمیده بودم. مثلا کجا؟
...all that I can't ignore alone at night
ترجمهاش به این نزدیکتره فکر کنم:
«همهی آن چیزی که در تنهاییِ شبهایام نمیتوانم نادیده بگیرم»
dar se mored :
1. dar morede tarafdara vaghean eshgh kardam in gofti bazi a faghat az rock o metal evanescence hal mikonan anm masalan tarafdaraye mamad esfehani mikham yeki ro bokosham.
2.oon khoshonate payani darbarabare aghaze aroom mesle ((like you)) , ((lacrymosa)),((your star))
3.tarjomato ghabool daram .
4.kheili az nazarat hal mikonam
yadam raft sedaye ami lee to ejrahaye zende kheili koloft mishe k be khater ro gam bala khondan be shekl metalesh tabiie deghat konid engar nafas ziad miare...in etefagh to "lithium" to ghesmate tekrara shavande aval miofte va to l"like you" to ghesmate ooje payani kolan sedaye amy lee zerafate albume avalo be nazaram nadare.albate shayad taamodi e shayadam keifiat cd man boode
پس خدا رو شکر شمام از این داستانها کشیدید میدونید چی میگم.
مورد چهار رو جدی گفتید؟ قطعا لطف دارید!
یه چیزایی فهمیدم. همون که شبیه نفس کم اُوردنه (زیاد میاره جمع میکنه)؟ اگه آره عمدا/ناخودآگاه اینجوری میخونه. مدلشه.
منم میگم صداش مثل آلبوم قبلی نیست. یعنی شاید بعد از "فالن" گروه چون دیگه معروف شده و یه کم پررو، ایمی لی هم انگار هر جور حال کرده خونده. نمیتونم بگم بد خونده، عادت کرده به خوب خوندن اصلا. توی the only one جاییکه me رو میکشه (بهش میگن آلتو دیگه؟)، از این کارا زیاد دوست داره با صداش بکنه، حالا یه جا کمتر یه جا بیشتر، عادت کرده. موجوده خوبیه کلا :دی
به نظر من نبايد خودشونو به متال بچسبونن
من خودم گوش ميدم و كاراشونو دوس دارم اما متال مفهوم داره اصلش مفهومشه در صورتي كه شعراي اينا كاملا متفاوتن
متال عشقي!!! واقعا شرم آوره
اونسنس یه متال عشقی نیست. متال سطحی هم نیست. متال خندهدار، متالی که خوانندش یه زنه، متالی که من در اُوردیه، متال تینایجری، متال سبک، حتی متال فلان هم نیست (این یک سبک است!). اونسنس اصلا متال نیست.
ژانر اصلی: (هارد) راک
ژانر فرعی: خیلی چیزا از جمله گوتیک
اونسنس کی و کجا خودش رو به متال چسبونده؟ چرا این حرف رو میزنی؟
man ye metalgosh kon herfeiam! va migam evanescence khoobe har sabki arzeshe khodesho dare. bad evanescence be nazaram to maye haye gothic metal o neo metal o alternative metal mikhore
پس سمفونیک رو هم اضافه کنید.
underline کوشی؟
دارم زیاد عجله میکنم، اگه امکانش هست ببخشید...
ببینید اون اوایل که تازه معروف شده بودن و مجلهها و روزنامهها ازشون مینوشتن، هر کی سبک اونسنس رو اون سبکی که فکر میکرد به گروه نزدیکتره مینوشت. میدونید دیگه، اینجور موقعها یه صدای جدید میاد هر کسی یه چیزی راجعبش میگه. همهشون هم حول alternative و nu metal و gothic و symphonic و opera vocal میچرخه. بعد اونسنس میبینه همه جا دارن بهشون میگن gothic band، ایمی لی میآد تو یکی از مصاحبههاش میگه "ما قطعا يه گروه راک هستيم. اما تفاوتی که داريم اينه که موزيک گروه ما یه راک حماسی، دراماتيک و تاریکه". هیچکدوم از اون سبکها رو اسم نمیبره ولی تقریبا به نقاط مشترک همهشون اشاره میکنه و با قاطعیت میگه ما راکایم.
این ربطی هم به این نداره که هر کسی نظر خودش رو راجعبه آهنگهای اونسنس نگه دیگه، چون توی هر کدوم از آهنگهاشون میشه چند تا سبک خاص رو تشخیص داد. underline شما به اونسنس گوش نمیدید. بهش باج میدید. چون میگی آهنگاش رو گوش میدی و دوست داری، بعد، ولی میاری که شرمآوره. تازه سه تا علامت تعجب هم قبلش میآری. شاید دوست نداری جدیشون بگیری. نمیدانم.
آقا حامد منظورتون از دم خروس چیه تو متن اُوردید؟ همون ضربالمثلس؟ حضرت عباس؟
dom khoroos zade biroon estelahe dige! bad metal ye zir sabk rocke khoob albate!
متال آره ولی هوی متال مگه کلا جدا نیست از راک؟ بعضیها مثل underline با هوی متال اشتباه میگیرن اینا رو.
هوی متال تصحیح شد!
همش تقصیر underlineئه
!!!
من خودم به اونسنس نميگم متال اما تو ميگي:
موسیقی «evanescence» پس از آلبوم آغازین خود دیدگاهی نو به موسیقی متال عرضه کرده بود، آنها را میتوان از پیشگامان متال صمیمی نامید.
اين متال عشقي ام از زبون يكي از دوستام ميگم كه متال بازه حرفه ايه و واقعا اونسنس رو مايه ي ننگ متال ميدونس اگه بخوان خودشونو بچسبونن
بعدشم خيلي عصباني اي!!
اون دوست شما جایی از بدنش خالکوبی داره؟ اگر هم نداره دوست داره که داشته باشه؟ نه؟! (چقدر شبیه توهین بود این حرفم!) حامد اصانلو نظرش رو گفته و گفتم ربطی هم به اشتباه بودنش نداره. من انتظار از اونسنس رو منظورمه. انتظار اشتباه دارید از آهنگهاشون. وقتی میگه راکایم، یعنی به عنوان مثلا یه گروه هوی متال به ما گوش نکنید. اونسنس نامزد جایزه توی رشتههای راک میشه نه متال، به جایزههاشون نگاه کنید. این خیلی ملاک نیست البته ولی کمک میکنه که بدونیم انتظار داورهای موسیقی چیه ازشون. و اینکه متال جزئی از راکه کاملا درسته و اما انتظار از آهنگهای اونسنس یه انتظار ِمتال مثلا به سبک مگادث نیست.
مشکل اصلی میدونم کجاست. مضمونهای عاشقانهی گروه. عاشقانههای اونسنس با عاشقانههای دیگه اشتباه گرفته میشه. برای همین my Immortal رو همه میخورن ولی going under رو پس میزنن. با جدی نگرفتن اونسنس موافقی؟ برات مهم نیست چون عاشقانهست. تو همین متن نوشته شده داستانهای پریان. داستانهای پریان یعنی عشق آبکی؟بعضیها از شدت زیاد جدی گرفتنِ متال با یه گروهی مثل اونسنس شوخی میکنن.
ببين من هم با going under حال ميكنم هم با hello اما مسئله اينجاس كه خوش ندارم كسي بهش بگه متال .من متالو جدي نميگيرم اما مفهومشو دوس دارم .با اينكه دستكاري شه حال نميكنم.مثه رپ .از رپاي فارسي تهوع ميگيرم از اونورم به افرادي مثه mike shinoda فك ميكنم كه آهنگ right now رو ساخته اونقت به اينم ميگن رپ به اين مضخرفات فارسيم ميگن رپ!!
ejaze bedin harfe hamed(mirnezam) doroste metali k to grammy jayeze migire omooman albumayi e k aksare ahangash shabih oonchizi bashe k masalan slayer mizane.bad manzooram az ghesseye parian nokte e mosbat bood na manfi evanscence joz e 10 gorohe aval man hast.in k kasi to ghessehaye parian chizaye noi masalan ehsasate amigh mosighi e metalo bebine na tanha abaki nist be nazaram fogholadast.
شعراي اونسنس فوق العاده نيستن احساسات توي موسيقيشه توي نحوه ي خوندنشه نه شعراش .به نظزم خيلي عادي ان و هيچ پيشرفتي نداشتن.من آلبومه جديدشو بيشتر دوس دارم اما واقعا درصد زيادي از موفقيتشون به خاطر صداي فوق العاده ي amy lee ئه نه مفاهيم و ارزش هنري موسيقيش
ta haddi na kamelan ba underline movafegham evanscence ahangaye kheili khoobi dare ba nokate ziadi k to matn neveshtam
وظیفهی خودم میدونم پایان این بحث شیرین رو اعلام کنم.
evanescence یه گروه دست چندم هست نمیدونم برای چی انقدر وقت خودتون رو تلفش میکنید!!
به نظر منم evanessence به هیچ وجه شایسته ی یه چنین توجهی نیست. به همون دلیلی که نظر بالا بهش اشاره کرده.
be onvan ye mosighigoshkon herfi e be nazaram sahkare ! dalayel erae bedin
تا این ستون به گذشتههای خوب نپیوسته، از عنوانش باید به خوبی یاد کنم، چون دوسش دارم. چه بسا فارغ از توازن جای "دری باز" میشه اسم گروه رو هم گذاشت.