|
|||
لحظات رهایی آن سهگانهی معروف |
| مجید منتظر مهدی |
تقدیم به مامان،
بزرگترین چایشناس زندهی جهان
برای اهل بخیه هیچ چیزی اساسیتر از این سهگانه نیست: چایی*، سیگار، قهوه. یادم میآید سالها پیش که خوانندهی پروپاقرص مجلهی مرحومِ مهر بودم، در یکی از آخرین شمارههایشان، پروندهای با همین عنوان درآوردند که پر بود از وصف عیش نویسندگان مجله با این سه تا. البته معمولاً هر کدام از نویسندگان تنها معتاد دو تا از اینها بودند: سیگار پای ثابت بود اما ترجیح نوشیدنی بین قهوه و چایی چرخ میخورد. انصافاً هم این سه گانه بدون هم معنی نمیدهند؛ یعنی کموبیش، معتادین به یکی از اینها به آن دو تای دیگر هم ارادت دارند. از آن جایی که از نظر من شاهبیت این غزل چایی است، اول به آن خواهم پرداخت. اگر عمری و حوصلهای باقی بود، به آن دیگران هم میپردازم.
چایی مایه و مایع حیات است و اگر کوچکترین شکی در این مورد دارید، بهتر است همین حالا از حضور بنده مرخص بشوید، چون احتمالاً ما از یک سیاره نیستم. در همان پرونده مارالذکر ابراهیم نبوی آرزو کرده بود که چایی را لولهکشی کنند که متأسفانه هنوز این مهم مورد توجه هیچ یک از مسئولین امر قرار نگرفته است (در این دوره از انتخابات من به نامزدی رأی خواهم داد که لولهی چایی را سر سفرهی مردم بیاورد؛ هم چنین از همین تریبون اعلام میکنم که من کمپینی برای رسیدگی به این مهم راه انداختهام که هرکس خواست میتواند با کامنتگذاشتن زیر این مطلب به آن بپیوندد).
البته الآن که خوب فکر میکنم میبینم من مخالف این طرح هستم. البته خوب است که با این کارها به گسترش فرهنگ چایی کمک کنیم ولی کلاً مخالفم؛ واقع امر این است که برای لذتبردن از چایی باید از آیین خاصی پیروی کرد و لولهکشی باعث اینـجهانیــشدن این امر و ساختارزدایی از آن میشود. بله چایی را باید در طی مراسمی دم کرد و نوشید.
چگونه چای خشک بخریم؟
چای خشک را نباید بستهای خرید مگر به شرطی که در ادامه خواهید فهمید. اولین اصل خریدن چای: هیچوقت فقط یک نوع چای نخرید. یعنی راه نیفتید بروید سوپر سر خیابان یک بسته چای احمد بخرید. این کار را فقط احمقهایی انجام میدهند که هیچ ارتباطی با چایی برقرار نکردهاند و احتمالاً تنها دلیل چایینوشیدنشان تشنگی است. وا أسفا، که چه شوتهایی پیدا میشوند. اگر تشنهتان است آب بنوشید که سالمتر است. آهان خوب شد یادم افتاد؛ دفعهی قبل در مورد دانشمندان بیشرفی صحبت کردم که برای خوابیدن مقدار تعیین کردهاند. اتفاقاً تعدادی از همکارانِ بیناموسِ همانها، هر از چند گاهی، نتایج تحقیقاتشان را در مورد مضر یا مفیدبودن چایی منتشر میکنند. به آنها فقط یک کلمه میگویم بیشرمها از این موضوع بکشید بیرون. چون هیچ احمقی چایی را برای مفیدبودن آن نمیخورد. خدا میوهی مزخرفی مثل لیموشیرین را آفریده که آن احمقها برای سلامتی نوش جان کنند و دلیلی وجود ندارد که این دستهی بلها چایی هم بخورند (خوشبختانه هم نمیخورند).
از بحث دور نیفتیم؛ اما چه کار کنم که این دانشمندان آدم را عصبی میکنند. بله داشتم میگفتم که باید چندجور چای خشک را با هم مخلوط کرد تا نتیجهی دلخواه حاصل شود. بعضی چایها رنگ خوبی دارند، بعضی طعم خوب، بعضی عطر خوشایند و بعضی خاصیتهای دیگری که حس نمیشوند ولی برای داشتن چایی ایدهآل لازمند، هر چند به چشم نیایند.
چایی باید چند ویژگی مهم داشته باشد: مزهی گس، رنگ قهوهای مایل به قرمز، عطر دلربا و حفظ این ویژگیها برای مدتی چند ساعته. اول در مورد واژه مجمل دلربا توضیح کوتاهی بدهم. تا آنجا که من میدانم معروفترین عطر چای در جهان اِرل گری است که عطر مورد علاقهی من هم هست. به نظر من، غایت بوی خوش چای است اما مثل بسیاری چیزهای دیگر تابع سلیقهی افراد است و میتواند متفاوت باشد (البته مثل این که در این مورد اجماع وجود دارد چون من عطر دیگری برای چای ندیدهام به جز نمونههای بسیار عجیب و ساختگی که گاه به حد فاجعهآمیز هم میرسند). در مورد آن ویژگیهای دیگر هم که نیاز به توضیح بیشتر نیست.
اما حالا، چگونه به این ایدهآلها دست پیدا کنیم؟ اولین نکتهی مهم این است که هیچ نوع چای هر چهار ویژگی بالا را یکجا ندارد. یکی رنگش خوب است، آن دیگری عطرش و آن دیگری مزهاش. معمولاً گفته میشود چای خوب چایی است که در میان دانههایش، دانههای زردرنگ وجود داشته باشد؛ یعنی دانههای چای یکدست مشکی نباشند چون در این صورت حتماً آن چای رنگ شده است. این حرف کاملاً درستی است، چون هیچوقت چای را نمیتوان آن قدر دستچین کرد که یکدست شود، ولی بر این قاعده یک استثنا وجود دارد: چایی عطری. چایی عطری ذاتاً چیزی مصنوعی است یعنی این عطری که شما حس میکنید همهاش شاهکار طبیعت نیست، در این مورد کمی هم به طبیعت کم شده. پس دراین مورد اشکال ندارد که دانههای چای یکدست باشند. اگر الآن با خودتان فکر کردهاید که این چای غیرطبیعی و ناسالم است، پیشنهاد اکید میکنم همین الآن صفحه ببندید و بروید سر وقت لیموشرینهای توی یخچال که شما آدم این حرفها نیستید.
پس تا اینجا، جا افتاد که باید از چند نوع مختلف چای استفاده کرد تا نتیجهی مطلوب به دست بیاید. تنها پیشنهاد عملی آزمون و خطاست. این کار به جز اینکه به شما کمک میکند خواص مختلف انواع چای را بشناسید، اگر یکی از این چایها اشکالی داشته باشد، قبل از قاطیکردن متوجه میشوید و از حیفشدن بقیه چایها جلوگیری میکنید.
اما فوت کوزهگری: چای دیردم. در بقیه موارد هر کدام از مطلوبها، به قول اهل علم، عینیت دارند ولی در مورد ماندگاری چایی برای مدتی چند ساعته چه کار میتوان کرد؟ ببنید نقش چای دیردم دقیقاً سرپانگهداشتن چایی است. چای دیردم چایی است که رنگ و طعمش با تأخیر آزاد میشود و این باعث میشود که چایی بعد از چند ساعت تازگیاش حفظ شود.
فعلاً تا همینجا داشته باشید تا در جلسهی بعد نحوهی صحیح دمکردن چای را یادتان بدهم. این اطلاعات که این دفعه یاد گرفتید بدون دانستن نحوهی دمکردن کاملاً بیفایده است. پس تا دفعهی بعد به همان منوال قبل عمل کنید تا دمکردن را هم یاد بگیرید. در واقع این مفاهیم بهشدت در هم گره خوردهاند؛ ولی واقعاً حوصله بیشترنوشتن ندارم. تا بعد.
------------------------
*در این متن برای تحدید و تدقیق مفهوم مهم چایی، کلمهی چایی معادل مایع قهوهایرنگ نوشیدنی و چای معادل دانههای تیرهرنگ برای دمکردن آن مایع بکار رفته است.
نظرات (۱۰)
بزرگترین چایشناس زندهی جهان
برای اهل بخیه هیچ چیزی اساسیتر از این سهگانه نیست: چایی*، سیگار، قهوه. یادم میآید سالها پیش که خوانندهی پروپاقرص مجلهی مرحومِ مهر بودم، در یکی از آخرین شمارههایشان، پروندهای با همین عنوان درآوردند که پر بود از وصف عیش نویسندگان مجله با این سه تا. البته معمولاً هر کدام از نویسندگان تنها معتاد دو تا از اینها بودند: سیگار پای ثابت بود اما ترجیح نوشیدنی بین قهوه و چایی چرخ میخورد. انصافاً هم این سه گانه بدون هم معنی نمیدهند؛ یعنی کموبیش، معتادین به یکی از اینها به آن دو تای دیگر هم ارادت دارند. از آن جایی که از نظر من شاهبیت این غزل چایی است، اول به آن خواهم پرداخت. اگر عمری و حوصلهای باقی بود، به آن دیگران هم میپردازم.
چایی مایه و مایع حیات است و اگر کوچکترین شکی در این مورد دارید، بهتر است همین حالا از حضور بنده مرخص بشوید، چون احتمالاً ما از یک سیاره نیستم. در همان پرونده مارالذکر ابراهیم نبوی آرزو کرده بود که چایی را لولهکشی کنند که متأسفانه هنوز این مهم مورد توجه هیچ یک از مسئولین امر قرار نگرفته است (در این دوره از انتخابات من به نامزدی رأی خواهم داد که لولهی چایی را سر سفرهی مردم بیاورد؛ هم چنین از همین تریبون اعلام میکنم که من کمپینی برای رسیدگی به این مهم راه انداختهام که هرکس خواست میتواند با کامنتگذاشتن زیر این مطلب به آن بپیوندد).
البته الآن که خوب فکر میکنم میبینم من مخالف این طرح هستم. البته خوب است که با این کارها به گسترش فرهنگ چایی کمک کنیم ولی کلاً مخالفم؛ واقع امر این است که برای لذتبردن از چایی باید از آیین خاصی پیروی کرد و لولهکشی باعث اینـجهانیــشدن این امر و ساختارزدایی از آن میشود. بله چایی را باید در طی مراسمی دم کرد و نوشید.
چگونه چای خشک بخریم؟
چای خشک را نباید بستهای خرید مگر به شرطی که در ادامه خواهید فهمید. اولین اصل خریدن چای: هیچوقت فقط یک نوع چای نخرید. یعنی راه نیفتید بروید سوپر سر خیابان یک بسته چای احمد بخرید. این کار را فقط احمقهایی انجام میدهند که هیچ ارتباطی با چایی برقرار نکردهاند و احتمالاً تنها دلیل چایینوشیدنشان تشنگی است. وا أسفا، که چه شوتهایی پیدا میشوند. اگر تشنهتان است آب بنوشید که سالمتر است. آهان خوب شد یادم افتاد؛ دفعهی قبل در مورد دانشمندان بیشرفی صحبت کردم که برای خوابیدن مقدار تعیین کردهاند. اتفاقاً تعدادی از همکارانِ بیناموسِ همانها، هر از چند گاهی، نتایج تحقیقاتشان را در مورد مضر یا مفیدبودن چایی منتشر میکنند. به آنها فقط یک کلمه میگویم بیشرمها از این موضوع بکشید بیرون. چون هیچ احمقی چایی را برای مفیدبودن آن نمیخورد. خدا میوهی مزخرفی مثل لیموشیرین را آفریده که آن احمقها برای سلامتی نوش جان کنند و دلیلی وجود ندارد که این دستهی بلها چایی هم بخورند (خوشبختانه هم نمیخورند).
از بحث دور نیفتیم؛ اما چه کار کنم که این دانشمندان آدم را عصبی میکنند. بله داشتم میگفتم که باید چندجور چای خشک را با هم مخلوط کرد تا نتیجهی دلخواه حاصل شود. بعضی چایها رنگ خوبی دارند، بعضی طعم خوب، بعضی عطر خوشایند و بعضی خاصیتهای دیگری که حس نمیشوند ولی برای داشتن چایی ایدهآل لازمند، هر چند به چشم نیایند.
چایی باید چند ویژگی مهم داشته باشد: مزهی گس، رنگ قهوهای مایل به قرمز، عطر دلربا و حفظ این ویژگیها برای مدتی چند ساعته. اول در مورد واژه مجمل دلربا توضیح کوتاهی بدهم. تا آنجا که من میدانم معروفترین عطر چای در جهان اِرل گری است که عطر مورد علاقهی من هم هست. به نظر من، غایت بوی خوش چای است اما مثل بسیاری چیزهای دیگر تابع سلیقهی افراد است و میتواند متفاوت باشد (البته مثل این که در این مورد اجماع وجود دارد چون من عطر دیگری برای چای ندیدهام به جز نمونههای بسیار عجیب و ساختگی که گاه به حد فاجعهآمیز هم میرسند). در مورد آن ویژگیهای دیگر هم که نیاز به توضیح بیشتر نیست.
اما حالا، چگونه به این ایدهآلها دست پیدا کنیم؟ اولین نکتهی مهم این است که هیچ نوع چای هر چهار ویژگی بالا را یکجا ندارد. یکی رنگش خوب است، آن دیگری عطرش و آن دیگری مزهاش. معمولاً گفته میشود چای خوب چایی است که در میان دانههایش، دانههای زردرنگ وجود داشته باشد؛ یعنی دانههای چای یکدست مشکی نباشند چون در این صورت حتماً آن چای رنگ شده است. این حرف کاملاً درستی است، چون هیچوقت چای را نمیتوان آن قدر دستچین کرد که یکدست شود، ولی بر این قاعده یک استثنا وجود دارد: چایی عطری. چایی عطری ذاتاً چیزی مصنوعی است یعنی این عطری که شما حس میکنید همهاش شاهکار طبیعت نیست، در این مورد کمی هم به طبیعت کم شده. پس دراین مورد اشکال ندارد که دانههای چای یکدست باشند. اگر الآن با خودتان فکر کردهاید که این چای غیرطبیعی و ناسالم است، پیشنهاد اکید میکنم همین الآن صفحه ببندید و بروید سر وقت لیموشرینهای توی یخچال که شما آدم این حرفها نیستید.
پس تا اینجا، جا افتاد که باید از چند نوع مختلف چای استفاده کرد تا نتیجهی مطلوب به دست بیاید. تنها پیشنهاد عملی آزمون و خطاست. این کار به جز اینکه به شما کمک میکند خواص مختلف انواع چای را بشناسید، اگر یکی از این چایها اشکالی داشته باشد، قبل از قاطیکردن متوجه میشوید و از حیفشدن بقیه چایها جلوگیری میکنید.
اما فوت کوزهگری: چای دیردم. در بقیه موارد هر کدام از مطلوبها، به قول اهل علم، عینیت دارند ولی در مورد ماندگاری چایی برای مدتی چند ساعته چه کار میتوان کرد؟ ببنید نقش چای دیردم دقیقاً سرپانگهداشتن چایی است. چای دیردم چایی است که رنگ و طعمش با تأخیر آزاد میشود و این باعث میشود که چایی بعد از چند ساعت تازگیاش حفظ شود.
فعلاً تا همینجا داشته باشید تا در جلسهی بعد نحوهی صحیح دمکردن چای را یادتان بدهم. این اطلاعات که این دفعه یاد گرفتید بدون دانستن نحوهی دمکردن کاملاً بیفایده است. پس تا دفعهی بعد به همان منوال قبل عمل کنید تا دمکردن را هم یاد بگیرید. در واقع این مفاهیم بهشدت در هم گره خوردهاند؛ ولی واقعاً حوصله بیشترنوشتن ندارم. تا بعد.
------------------------
*در این متن برای تحدید و تدقیق مفهوم مهم چایی، کلمهی چایی معادل مایع قهوهایرنگ نوشیدنی و چای معادل دانههای تیرهرنگ برای دمکردن آن مایع بکار رفته است.
نظرات (۱۰)



آن سهگانهی معروف

سلام.کاملا موافقم با شما.باید سریعا ستاد بررسی علمی و اجرایی طرح لوله کشی چایی ایجاد بشه و شروع بکار کنه.حتما به شما به عنوان رئیس این ستاد تبریک میگم.تا قبل از لوله کشی هم حداقل کپسول های چایی رو به موقع بین مردم توزیع کنن خوبه!این چای های کیسه ای مزخرف هم باید در اسرع وقت به مجازات برسن و از نخ خودشن به دار مکافات آویخته بشن!
شما خودتوعاملِ نوفوذی ِ اون آمریکای جنایتکاری هیچ وقت تو زندگیش چایی نخورده بود که اگه خورده بود به عراق حمله نمی کرد و تو خودت اگه قبل از این که این حرفاتو بزنی یه لیوان چایی دبش خورده بودی که به لیمو شیرین فش نمی دادی یا به مردم
پس تو می خواستی به چایی تجاوز فرهنگی کنی و اون در واقع یه ضد ِ تبلیغ بود که تو نوشتی
آما حواستی جمع کن که ما گول نمی خوریم و به جاش چایی ارل گری می خوریم و پسته نمی خوریم که تا سیگار هس پسته خودش هیچ خاصیتی نداره و من ادامه این بحث و همین جا تموم می کنم
اشتباه می کنی. چای خوب ردیف صل علای لاهیجان اگر بگیری، هیچ نیازی به قاطی کردنش با هیچ چای دیگری نیست.
چااااي مايه حيات
در این مطلب به طور رقت باری سعی در بامزه بودن کرده بودی دوست عزیز.
استاد لطف کنید درباره ی قند پهلو بودن چای هم توضیحی بدهید !
آیا قند یار مناسبی برای این مایه ی حیات ؟
سلام رئیس. گفتی مهر و بعدشم نبوی و الانم که تو بیمارستانه. البته هنوزم فکر نکنم لمیو شیرین بخوره!
من اون پرونده رو هنوز هم چند وقت یه بار می خونم!
سلام .خيلي ممنون از اطلاعات مفيدتان .كيفور گرديديم جوان از اين همه تلاش جهت معرفي صحيح اين سه گانه
قبول که من یه بار صبحانه چایی رو از شما دریغ کردم و شیر کاکائو دادم به خوردت! ولی من هم ارادت خاصی به چایی دارم. شاید با این لینکی که میدم یه کم از سر تقصیرات ما بگذری.
http://www.booksatoz.com/witsend/tea/orwell.htm
من عاشق نوشته هايي ام كه نويسنده غيرت ادبي رو موضوع داره :دي